
عربستان:ایران پایش راازگلیمش درازترنکند!
به گزارش انتخاب، منامه اعلام کرده است که همه اعضای شورای همکاری خلیج فارس با طرح اتحاد عربستان سعودی - بحرین موافق هستند، هدف از اجرای این طرح ایجاد یک بلوک اقتصادی و سیاسی قدرتمند، علیه نفوذ ایران شیعه است.
سمیرا رجب اظهار داشت: فکر می کنم که حداقل بین دو تا سه کشور اتحادیه ایجاد شود.
همچنین، شاهزاده خلیفه بن سلمان نخستوزیر بحرین در گفتگو با روزنامه الریاض گفت: گزینه ی تشکیل اتحادیه خلیج فارس ضروری شده است.
وی در ادامه از آمادگی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای استحکام روابط امنیتی و دیپلماتیک خود با بکدیگر برای مقابله با مسائلی چون بهار عرب و اختلافات با ایران سخن گفت.
شیخ خلیفه بن سلمان آل خلیفه افزود: انتظار دارم در نشست جدید شورای همکاری کشورهای خلیج فارس طرح اتحاد بیشتر این کشورها پیش برود.
به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، یک منبع در گفتگو گلف نیوز گفت: تشکیل اتحادیه توسط کشورهای خلیج فارس با هدف انتقال و ارسال این پیام به ایران است: پای تان را ار گلیم تان درازتر نکنید و فکر نکنید که می توانید تاریخ و وضعیت جغرافیایی را تغییر دهید.
همچنین روزنامه السفیر به نقل از یک منبع نوشت: تشکیل اتحادیه توسط اعراب خلیج فارس در مقابل پیشنهاد تشکیل اتحادیه تهران و بغداد توسط دولت ایران است.
السفیر نوشت: شینده های حاکی از آن است که کویت تصمیم دارد که با تشکیل اتحادیه مخالفت کند.
به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، شیخ صباح الخالد الصباح میگوید: کویت به هیچ وجه تصمیم ندارد در این زمینه تصمیمی اتخاذ کند و منتظر مانده است تا ببیند که نتیجه بررسیهای کمیته تخصصی خلیج فارس که در حال بررسی پیشنهاد ملک عبدالله که در نشست قبلی شورای همکاری در ریاض مطرح کرد، چیست.
همچنین، احمد السعدون، رئیس پارلمان کویت در سال 2011 با اشاره به عربستان سعودی گفت: اتحاد ما با کشورهایی که زندان هایشان پر از کسانی است که تنها جرمشان ابراز عقیده است، سخت هست.
بنابراین گزارش، انتظار می رود چندین کشور دیگر از جمله قطر با تشکیل چنین اتحادیه ای مخالف کنند.

همزمان با نزدیك شدن به مذاكرات ایران و 1+5:
دور جدید شانتاژ خبری علیه ایران كلید خورد/
اینبار سراغ علیاكبر صالحی رفتند
هم زمان با نزدیك شدن به دور جدید مذاكرات ایران و 1+5 كه قرار است این بار در عراق برگزار شود، دور جدیدی از شانتاژهای خبری علیه ایران و مقامات جمهوری اسلامی توسط رسانههای آمریكایی- صهیونستی كلید خورد...
بولتن نیوز: هم زمان با نزدیك شدن به دور جدید مذاكرات ایران و 1+5 كه قرار است این بار در عراق برگزار شود، دور جدیدی از شانتاژهای خبری علیه ایران و مقامات جمهوری اسلامی توسط رسانههای آمریكایی- صهیونستی كلید خورد.
به گزارش بولتن نیوز، در جدیدترین این شارلاتانتاریسم خبری، «دیوید آلبرایت»، موسس و رئیس موسسه علوم و امنیت بینالملل اعلام كرد كه علی اکبر صالحی، وزیرخارجه ایران با یک برنامه مخفی اتمی در دهه ۹۰ میلادی در ایران در ارتباط بوده است!
بر اساس این گزارش، بر اساس مکالماتی که آقای صالحی در دهه نود، زمانی که رئیس دانشگاه شریف بوده، وی از وجود این برنامه اتمی زیرزمینی آگاه بوده است. بگفته وی، صالحی از این برنامه آگاه بوده یا حتی احتمالا در این برنامه که مظنون به پیشبرد اهداف نظامی-هستهای هست، دست داشته است و اتفاقا آژانس بین المللی انرژی اتمی هم اکنون به پیدا کردن زوایای پنهان این برنامه به شدت علاقهمند هست.
این کارشناس هستهای میگوید که در میان ۱۶۰۰ سند و تلکسهایی که در اختیار موسسه وی قرار گرفته است، به نامهای برخورده که آقای صالحی در سال ۱۹۹۱ به پای آن امضا گذاشته است. بگفته وی، این نامه تضمین نهایی برای تامین کنندگان اروپایی موادی است که میتوانند کاربرد دوگانه در برنامه هستهای داشته باشند.
آلبرایت گفته است که دانشگاه شریف تهران در آن زمان اساسا بعنوان جبهه شبکه تدارک برنامههای نظامی ایران فعالیت داشته است. بگفته وی، هدف این برنامه مخفی به احتمال زیاد ساخت بمب هستهای، شامل تولید اوارنیوم با غلظت بالا بوده است.
در اینباره خبرگزاری رویترز مینویسد با توجه به اینکه مقامات آژانس بین المللی انرژی اتمی قبلا به سوء ظن خود نسبت به دانشگاه شریف و شخص آقای صالحی در رابطه با نقش آنها در تدارک برخی فعالیتهای هستهای مشکوک اذعان داشته بودند، ظاهرا این تلکسها اولین مدرک آشکاری است که ظن مقامات آژانس را برانگیخته است.
هر چند تا به حال هیچگونه مدركی در اینباره از سوی موسسه مذكور منتشر نشده اما گفته میشود موسسه علوم و امنیت بینالمللی در نظر دارد طی هفته جاری، برخی از این اسناد را در رابطه با فعالیتهای تدارکاتی مرکز مطالعات فیزیک ایران در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه نود در وبسایت خود منتشر کند.
با این حال یک سخنگوی نمایندگی ایران در سازمان ملل به رویترز گفته است که آقای صالحی تاکنون در هیچ برنامه هستهای غیر مجاز و پنهانی دست نداشته است. وی گفته است که «به نظر ما، انتشار داستانهایی جعلی از این قبیل تلاشی برای به شکست کشاندن مذاکرات آتی پیرامون برنامه هستهای ایران است».
به نظر میرسد این بازی جدید رسانهای، با هدف تاثیرگذاری بر مذاكرات جدید ایران و 1+5 آغاز شده است. وگرنه تا به حال چندین بار افراد و مؤسسات برتر غرب به موضوع غیر نظامی بودن فرایند هستهای ایران اشاره كرده اند. برای مثال چندی پیش ژنرال بنی گانتس، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل گفت كه دستگاه "رهبری ایران متشکل از افرادی بسیار عاقل و منطقی است". وی افزود: "آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، هنوز به تصمیم نهایی قاطعی برای ساخت سلاح هستهای نرسیده است. از نظر او آیتالله خامنهای در چنین راهی "قدم آخر را برنخواهد داشت".
از سویی دیگر، سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان امروز (پنجشنبه) در اولین همایش ملی اقتصاد مقاومتی که در دانشگاه علم و صنعت در حال برگزاری است، با اشاره به تحریمهای اعمال شده علیه ایران طی 30 سال گذشته، گفت: آنهایی که احساس میکنند با تحریمها میتوانند به ملت ایران فشار وارد کنند، در زمین ما بازی میکنند؛ چرا که این حرکت باعث میشود شکل گیری طرح جدید جمهوری اسلامی و کارآمدی آن در عرصههای مختلف سرعت بیشتری بگیرد که پیشرفتهای ما حاصل همان اندیشه تحریم است.
وی با اشاره به اظهارات مقامات غربی پس از گفتوگوهای استانبول به آنها هشدار داد که در اظهاراتشان دقت کرده و دچار اشتباه محاسباتی نشوند. جلیلی یادآور شد: آنچه در بغداد میتوان پیش برد، گفتوگو برای همکاری و مبتنی بر حقوق مسلم ملت ایران است.
دبیر شورای عالی امنیت ملی با اشاره به اظهارات مطرح شده مبنی بر اینکه زمان برای گفتوگو در حال پایان است، اظهار داشت: آنچه رو به پایان است زمان برای فشار به ملت ایران است. چرا که بدون شک مسیر فشار به ملت ایران، موجب مقاومت و پیشرفت بیشتر ما خواهد شد.

نامه انتقادی یكی از اساتید دانشگاه:
آقای دكتر دانشجو! کیفیت فدای کمیت، آخر به چه بهایی؟
جناب دکتر دانشجو! نمی دانم از وضعیت زیرمجوعه خود در بخش آموزش خبر دارید یا نه؟ آیا می دانید در برخی واحدهای دانشگاهی و علوم و تحقیقات که به صورت بی رویه دانشجو جذب شده است نه استاد و مدرس آن رشته ها وجود دارد و نه دانشجویان از کمترین امکانات مناسب آموزشی مثل کلاس درس برخور دارند؟ آیا جنابعالی اطلاع دارید که... بولتن نیوز: یكی از اساتید محترم و دلسوز دانشگاه، با ارسال نامهای به تحریریه بولتن نیوز، نسبت به برخی اقدامات و كاستیهای دانشگاه آزاد انتقاد كردهاند. متن كامل این نامه كه در اختیار بولتن نیوز قرار گرفته به شرح زیر است:
دکتر فرهاد دانشجو، رییس تازه منصوب دانشگاه آزاد اسلامی در حاشیه برگزاری آزمون کارشناسی ارشد این دانشگاه، خبر از افزایش 20درصدی پذیرش دانشجوی ارشد داده اند. اگرچه می بایست با شنیدن این خبر خوشحال شد و مسرور که جمعیت تحصیلات تکمیلی دانشجویان باز هم افزون می شود و جای سپاس دارد اما نکته هایی بس آزاردهنده، شیرینی و حلاوت چنین اخباری را زیر تیغ پرسش می گیرد.
این بسیار خوب است که از جمعیت رو به رشد و خواهان مدارک بالاتر، هر ساله تعداد بیشتری در دانشگاههای مختلف و ازجمله آزاد پذیرفته شوند تا شاید در آینده شغل و حرفه مناسب تری بیابند اما نکته اصلی در این میان بهایی است که سیستم آموزش عالی و سطح علمی دانشگاهها می بایست در این سیر شتابنده بپردازند و همچنین هزینه متحملی که دانشجویان می بایست برای به دست آوردن برگهای مهر و امضاشده متحمل شوند.
در طی این سال ها دانشگاه آزاد با افزایش کمیتی پذیرفته شدگان، ظرفیت کارشناسی ارشد خود را تا حد ممکن بالا برده است. چنانکه با سه نوبت اعلام پذیرش شهریور، تکمیل ظرفیت مهر و تکمیل ظرفیت بهمن، تا توانسته دانشجوی ارشد جذب کرده است. چنانکه گویی مسوولیتی جز افزونی آمار قبولی و بالطبع جذب شهریه های کلان از این رهگذار برعهده ندارد!
در برخی رشته ها تا 150نفر دانشجو با انواع لطایف پذیرش شده اند. اما در قبال این پذیرندگی عدیده دانشجویان ارشد، چه مقدار امکانات انسانی، آموزشی، آزمایشگاهی و... رشد یافته است، پرسش محل تردیدی می باشد که مسوولان دانشگاه می بایست پاسخ گویند. اکنون در برخی رشته ها، صفی از متقاضیان دفاع از پایان نامه وجود دارد که به علت نبود استاد راهنما و مشاور همچنان معطل مانده اند و جالب تر آنکه به دانشجویان پیشنهاد یافتن اساتید از دانشگاهها و شهرهای دیگر داده می شود.
جناب دکتر دانشجو!
نمی دانم از وضعیت زیرمجوعه خود در بخش آموزش خبر دارید یا نه؟ آیا می دانید در برخی واحدهای دانشگاهی و علوم و تحقیقات که به صورت بی رویه دانشجو جذب شده است نه استاد و مدرس آن رشته ها وجود دارد و نه دانشجویان از کمترین امکانات مناسب آموزشی مثل کلاس درس برخور دارند؟ آیا جنابعالی اطلاع دارید که در واحدهای علوم و تحقیقات و یا عادی دانشگاه آزاد، اصولا چیزی به نام تطابق سنجی علمی ـ آموزشی رشته های اعلام شده با تعداد دانشجوی قابل توجه (صد نفر به بالا) وجود ندارد و چند صباحی دیگر می بایست برای این تعداد دانشجوی متقاضی دفاع از پایان نامه فکر بکری بکنید؟ چگونه با این قوانین موجود مانند محدودیت ظرفیت راهنمایی و مشاوره برای اساتید (6نفر،3نفر) دانشجویان فرصت می یابند پروژه های خود را به پایان برند و یا به اجبار می بایست همچنان در پشت خط اشغال استاد راهنما بمانند و شهریه های تاخیری جریمه ای به دانشگاه بپردازند؟
جناب دکتر دانشجو!
در بسیاری از مراکز علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد و حتی واحدهای آن، زیرساخت قابل توجه آموزشی ـ علمی برای دانشجویان پی ریزی نشده و ظاهرا تنها هدف، جذب دانشجو به هرقیمتی بوده است! آیا برای برگزاری کلاس های یک رشته در جایی دوردست نمیبایست اساتید مجرب، فضای آموزشی، امکانات کمک آموزشی و... مد نظر قرار گیرد؟ اکنون دانشجویان بسیاری در نوبت دفاع از پایان نامه اند اما استاد مورد نظرشان را نمی یابند. علت شلوغی و ترافیک ظرفیتی و متقاضی بالای اساتید و تعداد کم آنها نسبت به جمعیت دانشجویی است. بماند که مجله علمی مناسبی هم برای چاپ و انتشار مقاله در دسترس دانشجویان نیست و بماند که دانشجویان با صدجور گرفتاری و هزینه های گزاف و خون دل می بایست در این فضای معطوف شده به کمیت گرایی، تحصیل خود را پایان ببرند. برخی از روسای واحدهای علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد به متقاضیان اعلام کرده اند که شما بعد از آزمون، نامه ای بنویسید و تقاضای رشته را بدهید تا ما برای شما ایجادکنیم! این چه منطق و استدلالی است؟ با کدام استاد، کدام فضای آموزشی و کدام امکان؟ جالب تر آنکه برخی از این واحدها حتی کارشناسی رشته های مزبور را هم ندارند!
جناب دکتر،به دست آوردن شهریه و توسعه عددی و کمی دانشجو و دانشگاه به چه بهایی؟ از دست رفتن فرصت های آموزشی و جوانی دانشجویان كسی مخالف تحصیلات تکمیلی دانشجویان و جوانان و علاقه مندان نیست اما نمی بایست حداقل استانداردها در این مسیر رعایت شود. آیا صرف پذیرش دهها نفر دانشجو در رشته های مختلف می تواند شرایط ایده آلی برای یک دانشگاه باشد بدون آنکه ارزش هایی مانند سطح علمی، نسبت دانشجو و استاد و... رعایت شود؟
جناب دکتر دانشجو!
اگر پذیرش عددی دانشجو، الویت دانشگاه آزاد است و با انواع شیوه ها، هر ساله بر تعداد آنان افزوده می شود لااقل تجدید نظری در بقیه شرایط هم بکنید تا دانشجویان گرفتارتر نشوند. فرض مثال محدودیت پذیرش دانشجو برای اساتید رشته ها را بردارید یا تعداد آن را افزایش دهید تا دانشجویان معطل خالی شدن ظرفیت اساتید برای راهنمایی و مشاوره نشوند یا اجازه دهید آنان از اساتید دارای تجربه اما غیرهیات های علمی هم بهره گیرند و یا پایان نامه ها را حذف کنید! اینطوری بهتر نیست؟
جناب دکتر دانشجو!
این موج کارشناسی ارشد تا دو سه سال دیگر به دکتری هم می رسد و این سونامی را اگر اصلاح نکنید در فردا روزی کشور با مدرک به دستانی روبهروست که پس از فارغ التحصیلی، تازه می بایست کلاس های کاربردی و مهارتی را از سر بگذرانند و یابه مدرکی که در دست دارند دل خوش باشند.
پس بهتر است از همین حالا كه تازه شروع روی كار آمدن جنابعالی است و هنوز توان و قدرت شما به تحلیل نرفته است، برای این موضوعات فكری كنید و علاج واقعه را پیش از وقوع آغاز كنید. و یقین بدانید در این راه همه اساتید متعهد و دلسوز، پشت سر و یار و یاور شما خواهند بود.
س.هاشمی (استاد دانشگاه )
بازیگر جنگ روانی BBC در روزنامه شرق چه گفت:
حمایت از شکنجه فرزند برای اعتراف گیری از مادر
بولتن نیوز، روزنامه شرق در شماره روز چهارشنبه خود با یکی از چهرههای ضدانقلاب که ارتباط نزدیکی با سازمان جاسوسی آمریکا دارد، گفتگویی در خصوص تحریمهای غرب علیه ایران انجام داده است.
این روزنامه که به تیم رسانه ای نزدیک به هاشمی رفسنجانی تعلق دارد، تریبونش در خصوص مذاکرات هستهای میان غرب و ایران و تحریمهای یکجانبه غرب علیه کشورمان را به "مهرداد عمادی" اختصاص داده و از وی به عنوان "مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا" یاد کرده است و البته از سمت واقعیاش نام نبرده است.
مهرداد عمادی گزارشگر بخش عملیات روانی سایت ها، نشریات و مهمتر از آن شبکه های تلویزیونی ضدانقلاب درباره تحریم های "کشنده" غرب است، وی در سال های اخیر دهها ساعت برنامه در "بی بی سی فارسی" با عنوان مجعول "مشاور اقتصادی" اجرا کرده است تا جایی که در ماجرای تحریم نفتی ایران به صورت لحظه ای به روی آنتن این شبکه انگلیسی می آمد و از وضعیت اسفبار ایران پس از اعمال این تحریم ها سخن می گفت.
عمادی در گزارش های متنوع خود تحریم های غرب علیه ایران را یک پیروزی بزرگ می داند و تاکید می کند که با این تحریم ها کار ایران تمام است! وی یکبار در جملهای تاریخی گفته بود: در مهرماه در ایران، گرسنگی در سطح کشورهای صحرای آفریقا خواهیم داشت.
او میگوید: "از روزی که کد سویفت از نهادهای مالی ایران گرفته شود، سیستم تجارت ایران دچار فلج شدید در تمام سطوح خواهد شد."
حالا مهرداد عمادی مورد سوال روزنامه شرق قرار می گیرد و وی تاجایی که جا دارد ایران را در موقعیت خطرناک و غیرقابل برگشتی می داند؛ شرق امروز اگر نسخه کاغذی بی بی سی فارسی نباشد دقیقا حرف های مورد علاقه اروپا و امریکا علیه ایران را منتشر کرده است.
عمادی به شرق می گوید: من پرصدمهترین اثر تحریمها را محروم شدن صنایع ایران از تکنولوژی پیشرفته روز میدانم که سبب شده صنعت ما در بعد بهرهوری نیروی کار رو به جلو نرود و توانش برای رقابت با اقتصادهای دیگر در بازارهای جهانی کم شود؛ باید گفت ما از بسیاری بازارها حذف شدیم.
مشکل مهرداد عمادی و روزنامه شرق در این پاراگراف این است که نه نگارنده و مصاحبه گیرنده روزنامه شرق درک درستی از تعریف بهره وری نیروی کار داشته و نه اینکه مهرداد عمادی آنچنان که خود می گوید و برخلاف نظر اتحادیه اروپا که سمت کارشناس اقتصادی را به وی داده است، دارای آنچنان درجه اجتهاد در علوم اقتصادی و مسائل اقتصاد سیاسی ایران است .
برای بهتر درک کردن این موضوع باید گفت طبق تعاریف آکادمیک عوامل موثر برای افزایش سطح بهره وری نیروی کار را میتوان چنین برشمرد:
در عصر حاضردیگر پیشرفت تکنولوژی بدون تحولات نیروی انسانی فاقد کارایی است و تزریق منابع مالی به عنوان فاکتور اصلی توسعه به شمار نمی آید بلکه تحولات و بهره وری نیروی انسانی با رشد خود سبب ارتقای سازمان ها و به تبع آن توسعه نظام های اقتصادی در جهان می شوند، به طوری که سرمایه های انسانی میزان سرمایه های مادی را تعیین می کنند. به جرأت می توان ادعا کرد که هر ماشینی در نهایت یک ظرفیت تعریف شده دارد که بیش از آن نمی توان انتظار داشت اما ظرفیت های انسان تا بی نهایت است و همچنین تا کنون هیچ فرایند تولیدی اختراع نشده است که به کار انسانی نیازمند نباشد.
ریشه و علل عقب افتادگی کشورهای توسعه نیافته بطور اساسی تحت تاثیر پدیده بهره وری پایین است. بنابراین رشد بالای بهره وری خصوصاً بهره وری نیروی انسانی همه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. استفاده صحیح از نیروی انسانی به مثابه ارزشمند ترین و بزرگترین ثروت هر جامعه به صورت مسئله ای حائز اهمیت مورد توجه دولت ها بوده است. به عبارت دیگر می توان گفت که انسان هم، هدف توسعه و هم عامل آن محسوب می شود و تحقق اهداف توسعه تا حد قابل توجهی به نحوه ی اداره و مدیریت این ثروت و منبع حیاتی بستگی یافته است. در این میان تجربه نشان داده است که کوچک سازی دولت ها و میدان دادن به بخش خصوصی و تعاونی و همزمان سبب صعود روند بهره وری و سرمایه گذاری، مشارکت و منابع انسانی می شود بنابراین بهره وری منابع انسانی یکی از رکن های مهم هر موسسه یا سازمان می باشد که البته بر خلاف نظر مهرداد عمادی و روزنامه شرق ارتباط معنی دارای با محروم شدن صنایع ایران از تکنولوژی پیشرفته ندارد!.
به واقع اینکه بر خلاف پندار برخی که مورد تایید روزنامه شرق هم هستند هر بهره وری ، بهره وری نیروی انسانی نیست و تحریم تکنولوژیک و صنعتی ایران هم رابطه ای به بهره وری نیروی کار ندارد.
بدیهی است که موضوع بهره وری بیشتر در سطوح سازمانی مطرح میشود و بیشترین ضوابط و شرایط مربوط به بهره وری را میتوان در آنها مشاهده کرد. همچنین برابر آموزه های آکادمیکی که هم در ایران و هم در اروپا و آمریکا تدریس می شود! و لازم می بینیم هم شرق و هم آقای مهرداد عمادی کارشناس اقتصادی محترم اتهادیه اروپا مطالعه فرمایند موانع بهبود بهرهوری است که اینها هم ربطی به تحریم تکنولوژی و صنعتی ندارد و عبارتند از:نداشتن اعتقاد و باور ملی به نتایج وفواید بهبود بهره وری، ترس از برخی نمودهای ظاهری بهره وری از جمله ترس از بیکاری، ناآگاهی عمومی نسبت به مفاهیم وجایگاه بهره وری، میزان اهمیت آن ونقش ووظایف افراد در این راستا، بی توجهی به فکرهای خلاق ومبتکر، عدم توجه به رشته های مدیریت، اقتصاد و حسابداری، مقاومت افراد در مقابل تغییرات وعدم تمایل به ترک برخی عادات، غرق شدن در روشها و تکنیکها و تغییر باورهای فکری، بلند پروازی وبی توجهی به مسائل به ظاهر کوچک وراه حلهای خرد، مشخص ننمودن متولی کار، ناهماهنگی ونبود هدایت ونظارت مناسب، ضعف تعهد اجرایی، عجله در حصول نتیجه، دخالتهای بی جای برخی کارشناسان در سایر حوزههای کاری واظهار نظرهای غیر کارشناسانه، عدم وجود کارشناسان خبره و یا عدم انگیزش آنها در ارزیابی سیستم و تجزیه و تحلیل و اندازه گیری بهره وری، برخورد مقطعی با موضوع بهره وری وناپیوستگی روند بهره وری.
نهایت اینکه بهبود و ارتقای بهرهوری مستلزم کوشش و تلاش برنامه ریزی شده همه جانبه از سوی افراد و مسئولین ذیربط است که خود نیازمند بهبود شرایط کار و تغییر محرکهها و روشهای انگیزشی کارکنان، بهبود نظامها، دستورالعملها، قوانین، بخشنامهها، دستورالعملها، روشها، فناوری و غیره میشود نه آنچنان که مهرداد عمادی و روزنامه شرق به کشف آن نایل شده اند مربوط باشد به تحریمهای مالی و تکنولوژیک صنایع ایران.
مهرداد عمادی و روزنامه شرق در بخش دیگر ازمصاحبه منتشره، با دامن زدن به موضوع تحریمها به نکته مهمی اشاره می کنند و آن اینکه تحریمهای وضع شده بیشتر بر زندگی روزمره مردم تاثیر گذاشته چراکه با افزایش قیمت دلار، در واقع تاثیر تحریمها بر اقتصاد و معاش شهروندان ایرانی است. در واقع در این پاراگراف نویسنده و مصاحبه شونده اعتراف می کنند که غرب با ادامه تحریمها و فشارهای وارده به اقتصادایران سعی دارد ضمن فشاروارد کردن به بخش ضعیف و متوسط ، شرایط را هر چه بیشتر به این بخش از جامعه تنگ کرده و با ایجاد بیکاری و نارضایتی مصنوعی ، قشر متوسط جامعه را نسبت به مسولین حکومتی دلسر نمایند.
به واقع اینکه هدف از تحریمها چیزی نیست جز فشار هر چه بیشتر به مردم ایران برای اعتراض و تغییر در نظام و این مانند این است که برای اعتراف گرفتن و مجبور کردن شخص به عملی غیرقانونی، فرزند وی را تحت شکنجه قرار دهند. کاری به دور از انسانیت که امروز از سوی غرب به شدت دنبال می شود و رسانه های غرب با علم به آن و برخی رسانه های داخلی، دانسته یا ندانسته به تعریف وتمجید از آن می پردازند.
در ادامه مصاحبه منتشره از سوی شرق، مهرداد عمادی با بیان اینکه "باور شخصی من این است که اگر در نشست بغداد گام عملی و سریعی برای بیرون رفتن از بنبست برداشته نشود، شرایط فعلی هم ادامه نخواهد یافت و تحریمهای بعدی تعیین میشود" عملا نشان می دهد که برای او تنها چیزی که پر اهمیت است سرنگونی جمهوری اسلامی است و بس و عالمانه از فشار بیشتری به بخش کم درامد جامعه ابراز خرسندی می نماید.
عمادی در ادامه با ایراد بیاناتی کاملا متناقض در عین حال که می گوید: "تمامی پروژههای انرژی ما که شریک غربی، ژاپنی و کرهجنوبی داشتهاند لغو شدهاند و پس رفتهاند. سیستم بانکی ایران از سیستم بانکی جهانی و سوئیفت جدا شده است. چین، ژاپن، اتحادیه، هند و حتی ترکیه خرید نفت خود را از ایران کم کردهاند. میزان نفت ذخیره ناخواسته که نفت قابل صادرات است بالا رفته و ایران از تانکرها به عنوان انبار نفت استفاده میکند. ادامه می دهد " تولید صنعتی بسیار پایین آمده و ما کاملا به بازار بدون رقیب برای کالاهای چینی، هندی و مالزی تبدیل شدهایم."
نکته مهم در این پاراگراف این است که عمادی و روزنامه شرق به این موضوع توجه نکرده اند که به فرض اینکه تمامی این گفته ها درست باشد. پس چگونه بازار ایران که از سوی چین، ژاپن، اتحادیه اروپا، هند و حتی ترکیه مورد تحریم قرار گرفته و اینها خرید نفتشان را هم به شدت از ایران کم کرده اند. لطف کرده و بازارهای ایران را کاملا با کالاهای خود اشباع کرده اند!. اگر این طور است که از خداوند منان آرزو می کنیم برای این انفاق و بخشش این کشورها به اقتصاد ضعیف و درمانده و مردم مستحق و مستمند ما، به آنها خیر داده و در آن دنیا ایشان قرین رحمت نماید.
ضمنا عمادی به این موضوع پاسخ نداده که اگر نفت ایران مشکل فروش دارد و داخل تانکر نگهداری می شود، برای نگهداری ماهانه بیش ا از 74میلیون بشکه نفت که از ایران به خارج صادر می شود ( به جز میعانات گازی) چه تعداد تانکر و کشتی لازم است!!!.
همچنین با حسابی سر انگشتی به راحتی می توانیم دریابیم که در صورت در نظر گرفتن بهای 100 دلار در هر بشکه و فقط در قسمت فروش نفت، درامد حاص از فروش 900 میلیون بشکه نفتی ایران در سال چیزی بالغ بر 90 میلیارد دلار خواهدبود. سوال هر خواننده ای که به مصاحبه عمادی و روزنامه شرق دقت می کند ان است که ایا جمهوری اسلامی ایران برای گرفتن حدود 90 میلیلرد دلار در سال و یا پرداخت بخش از آن در بازارهای بین المللی از گاری و یا تریلی استفاده می کند!. یا به جز سویفت راه های دیگری هم برای تجارت بین الملل وجود دارد و از نظر کارشناس محترم اقتصادی اتهادیه اروپا مغفول مانده است!.
ضمنا نظر روزنامه شرق و کارشناس اقتصادی اتحادیه اروپا که می گویند تمام پروژه های نفتی و صنعتی ایران خوابیده است و جمهوری اسلامی ایران آچمز شده راجع به آخرین آمار اقتصادی ذیل که تنها مربوط به بخشی از صنعت ایران می شود چیست:
موسی سوری در سومین روز از نمایشگاه بین المللی صنعت نفت با بیان اینکه پیشرفت پالایشگاه خشکی فازهای 22 تا 24 از مرز 60 درصد عبور کرده و خرداد سال آینده جشن راه اندازی نخستین پالایشگاه فازهای 35 ماهه برگزار خواهد شد در مقایسه با روند توسعه فازهای پارس جنوبی گفت: فازهای 2 و 3 پارس جنوبی با گذشت 30 ماه از فعالیت خود، فازهای 4 و 5 در ماه سی و سوم، فازهای 6 تا 8 پارس جنوبی در ماه 51 و فاز 9 و 10 پارس جنوبی در ماه 53 به 30 درصد پیشرفت رسیده بودند. وی همچنین پیشرفت فازهای 13 و 22 تا 24 پارس جنوبی به ترتیب 41 و 47 درصد اعلام کرد.
موسی سوری فازهای 13 و 20 تا 24 را به عنوان فازهای پیشتاز در گروه فازهای 35 ماهه اعلام و تصریح کرد: پیشرفت این فازها در شانزده ماه به 30 درصد رسیده است که این مهم نشان می دهد سرعت متخصصان داخلی پارس جنوبی حدود 2 برابر بیشتر از پیمانکاران بین المللی بوده که در فازهای قدیمی پارس جنوبی فعالیت داشتند.
مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس با بیان این که سال گذشته 12.4 میلیارد دلار سرمایه در پارس جنوبی جذب شد، گفت: امسال در بازبینی که بودجه پارس جنوبی صورت گرفت مقرر شد 22.8 میلیارد دلار به شرکت نفت و گاز پارس اختصاص یابد.
احمد قلعه بانی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران نیز در این روز از اجرای بیش از 130 میلیارد دلار پروژه در دست اجرا در این شرکت خبر داد و گفت: سال گذشته بیش از 22.6 میلیارد دلار سرمایه برای اجرای پروژه ها جذب شد که نسبت به سال پیش از آن 16.7 درصد رشد داشته است.

به گزارش شبکه ایران تخریب و هجمه علیه دولت مکتبی احمدینژاد دیگر به داستانی ملالآور تبدیل شده که البته ظاهراً کسی هم قصد برخورد با آن را ندارد. اما آنچه این روزها بیش از هر چیز دیگر نمود دارد، حضور رسانهها و شخصیتهای به ظاهر اصولگرا و مدعی آرمانها و ارزشها در این میدان طراحی شده توسط دشمن است. میدانی که هر چند از همان روزهای اول برای زمینگیر کردن دولت تدارک دیده شد اما روز به روز بر پیچیدگی و شدت و حدت آن افزوده شده است.
برای بررسی ابعاد این عملیات روانی گسترده علیه دولت به سراغ برخی از شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی رفتیم تا نظر آنها را در این خصوص جویا شویم.
حجتالاسلام امیریفر مشاور فرهنگی نهاد ریاست جمهوری: منافع عدهای درخطر است
اگر عدهای واقعاً بیانات مقاممعظمرهبری در ایام سال نو و تأکید ایشان بر وحدت و تعامل با دولت، درخشش دولت در سفرهای استانی و تأکید ایشان بر هدفمندی یارانهها را مدنظر قرار دهند این مشکلات به وجود نمیآید، ولی متأسفانه این آقایان مدعی اطاعت از بیانات مقام معظم رهبری که بیشترین هجمه و سیاهنمایی را در این زمینه از جانب آنها شاهد هستیم تنها چهرههای واقعی خودشان را نشان میدهند و درست برخلاف نظر مقام معظم رهبری عمل میکنند.
به این دوستان توصیه میکنیم که وحدت مورد نظر رهبر معظم انقلاب را مدنظر قرار دهند و در یک سال باقیمانده از عمر دولت دهم، به آن کمک کنند تا انشاءالله این بار سنگین را به سلامت زمین بگذارد. اما به نظر میرسد، تعدادی دلشان نمیخواهد این مسیر صحیحی که دولت در پیش گرفته مخصوصاً در بحث هدفمندی یارانهها به اتمام و نتیجه نهایی برسد چرا که منافعشان در خطر است و به همین خاطر به تخریب دولت و خدمتگزارانی میپردازند که مورد تأیید رهبر معظم انقلاب هستند.

به گزارش شبکه ایران تخریب و هجمه علیه دولت مکتبی احمدینژاد دیگر به داستانی ملالآور تبدیل شده که البته ظاهراً کسی هم قصد برخورد با آن را ندارد.
اما آنچه این روزها بیش از هر چیز دیگر نمود دارد، حضور رسانهها و شخصیتهای به ظاهر اصولگرا و مدعی آرمانها و ارزشها در این میدان طراحی شده توسط دشمن است. میدانی که هر چند از همان روزهای اول برای زمینگیر کردن دولت تدارک دیده شد اما روز به روز بر پیچیدگی و شدت و حدت آن افزوده شده است.
برای بررسی ابعاد این عملیات روانی گسترده علیه دولت به سراغ برخی از شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی رفتیم تا نظر آنها را در این خصوص جویا شویم.
مجید امیدی، مدیرکل سیاسی نهاد ریاست جمهوری: با شعار دوستی مردم به گلوی آنها خنجر نکشید !
در خصوص اقداماتی که دولت در دوره عمر خود انجام داده است، میشود گفت قاضی اصلی و کسانی که باید تشخیص دهند، مردم هستند. بدنه اجتماعی که در این حوزهها بیشترین درگیری را دارند و عمدتاً هم بدون هیچ حب و بغضی قضاوت میکنند. فعالیتهایی که انجام شده، با تمام سختیهایی بوده که در حوزه اجرا وجود دارد، چرا که حوزه اجرا با دیگر حوزهها تفاوت فاحشی دارد و هر آدم منصفی به این موضوع اذعان میکند، مردم با هوشمندی که دارند و 30 سال زندگی سیاسی و به خاطر وجود نگاه واقعبینانهای که به برکت انقلاب اسلامی در جامعهمان نهادینه شده است، خیلی گوششان بدهکار تخریبها و تشنجات نیست.
البته دراین میان نباید از تأثیر منفی که این سیاهنماییها بر افکار عمومی میگذارد، بگذریم. اشک تمساحی که برخیها میریزند، در واقع آب به آسیاب دشمن ریختن است و دل مردم را خالی میکند، این کار به نوعی بازی در میدان دشمن است و تسهیلکننده و کمککننده به فشارهایی هست که بدخواهان نظام چه در داخل و چه در خارج از کشور وارد میکنند، و به هیچوجه چشم دیدن ایران متعالی را ندارند! این هجمهها به خاطر این است که برخی از سیاسیون که تنها فکر و ذکرشان رسیدن به درجات بالای قدرت و ثروت میباشد، هدفشان این است که برکات این دوره را سیاه کنند و از چشم مردم بیندازند، در حالی که این دوره حاصل یک تفکر است. پس باید این تفکر را تخریب کرد. این تفکر همانی است که مقام معظم رهبری فرمودند این تفکر، تفکر امام بوده که دوباره زنده شده است و این تفکر امروز به خاطر اینکه سد برخیها در رسیدن به مقاصدشان شده باید از هستی ساقط گردد. وقتی نگاههای آرمانی و دینی از ذهن بعضیها پاک شود و فقط به قدرت بیندیشند، نتیجهای جز لجنپراکنیهایی که امروز شاهد آن هستیم، حاصل نخواهد شد. البته ضعف وجود دارد و کسی نمیتواند ادعا کند که دولت، مدینه فاضله ایجاد کرده، اما دولتمردان به اندازه توانشان و با وجود تمامی مشکلات فعالیت کردهاند.
نمیتوانیم تمام حقایق را بگوییم
الان ما در برخی موارد واقعاً نمیتوانیم حقایق موجود را انتقال دهیم، چرا که بنا نداریم ذهن مردم را آشفته کنیم،اما بعضیها با این نگاه که دوستدار مردم هستند، خنجر برداشته و به گلوی مردم میکشند و این بزرگترین خیانتی است که اینها امروز دارند با عَلَم دفاع از مردم و ولایت انجام میدهند. مقام معظم رهبری در هر سخنرانی و فرمایشی هم به صورت خصوصی و هم در جمع عمومی مردم، بر این نکته تأکید دارند که مسئولان وحدت و همدلی داشته باشند، سیاهنماییها را کنار بگذارند و اختلافات را کاهش دهند، اما این آقایان سخنان مقام معظم رهبری را تکرار میکنند و بعد کار خود را انجام میدهند! یک جمله نیز به عنوان خادم مردم خطاب به این آقایان میگویم، تا کجا این راه را ادامه میدهید و میخواهید با مردم بازی کنید؟ آیا ارزش پست و مقام و ریاست در این حد است که تمام مسائل کشور و امنیت ملی و اجتماعی جمهوری اسلامی را به تشنج بکشید؟

جناب آقای سردار قالیباف، شهردار محترم تهران
گسترش فضای تخریبی و تخطئهآمیز علیه دولت خدمتگزار، مردمی و پرتلاش، از سوی برخی رسانههای تحت مدیریت شهرداری تهران، ایجاب میکند تا جنابعالی را به تأمل در باره آنچه که در فضای رسانهای پیرامون شما میگذرد
فرا بخوانم، زیرا روند اقدامات رسانههای تحت امر یا منتسب به شما به صورتی کاملاً عیان و آشکار، در مغایرت با رهنمودهای مقام معظم رهبری قرار دارد. این فضای رسانهای که به ظاهر در جهت تبلیغ و حمایت از شما به راه افتاده، حتی زحمات جناب عالی به عنوان شهردار تهران را نیز لوث کرده است؛ تا آنجا که این روزها از هر کس در هر کوی و برزن سؤال کنید به صراحت به شما خواهد گفت اقدامات شهردار تهران با اهداف انتخاباتی انجام میشود و او قصد دارد یک بار دیگر بخت خود را بیازماید تا بلکه راهی به خیابان پاستور به روی خود بگشاید.
سردار قالیباف
انگیزه اصلی نگارش این نامه، مطالبی موهن و تخریبی است که بارها در رسانههای تحت امر یا منتسب به شما علیه ارکان مختلف دولت منتشر شده و میشود. به عنوان نمونه، در روزنامه تهران امروز از هیچ دروغ، تهمت و توهینی نسبت به مسئولان اجرایی کشور دریغ نمیگردد. مطالب موهن این روزنامه و رسانههای متعدد حامی شما که اینک فضای غالب رسانهای کشور را در اختیار دارند، با پشت سر گذاشتن مرزهای اخلاق و ارزشهای دینی و انسانی، توهین، تهمت و افترا به دیگران را در دستور کار خود قرار داده و آشکارا به چهره خادمان دلسوز ملت چنگ میکشند.
سردار قالیباف
روزنامه تهران امروز که تنها یک نمونه از رسانههای متعدد حامی شماست، روزانه فقط در 12 صفحه! بیش از 25 تیتر و مطلب تخریبی و توهینآمیز علیه دولت را در خود جای داده و با توسل به اخبار و گزارشهای دروغین و بیاساس، افکار عمومی را به صورتی بی وقفه، آماج بمبارانهای سنگین تبلیغاتی خود قرار میدهد. به راستی آیا جناب عالی قصد دارید از رهگذر شبههافکنی، دروغپردازی رسانهای و ویرانگری افکار عمومی به مسند ریاست جمهوری نایل شوید؟
سردار قالیباف
مردم شریف تهران سالانه هزاران میلیارد تومان عوارض گوناگون را به شهرداری تهران پرداخت میکنند تا از رهگذر آن، محیطی مناسب برای زندگی خود فراهم آورند، شبکه حمل و نقل شهری به صورتی کارآمد در خدمت آنان قرار داشته باشد، خطوط قطار شهری گسترش یابد و ظرفیت جابهجایی مسافر با مترو روز به روز بیشتر شود، با افزایش فضای سبز و کاشت درختان، میزان آلودگی هوا کاهش یابد، خیابانها و پیادهروها برای آمد و شد مردم هموار گردد، با آلودگیهای زیست محیطی مانند حیوانات موذی مبارزه شود و با انجام فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، بهترین خدمات بویژه در فرهنگسراها به مردم ارائه گردد. آیا شرعاً و قانوناً رواست که پولهای مردم از سوی شهرداری تهران در جهت گسترش دامنه بیاخلاقی علیه خدمتگزاران صدیق ملت و طراحی و اجرای توطئهها و فعالیتهای گوناگون تخریبی در حوزههای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی به کار گرفته شود؟ آیا پسندیده است که پولهای مردم برای به اجرا گذاشتن تصمیمات غیرمنطقی که آشکارا در تعارض با رهنمودهای مقام معظم رهبری است به هزینه گرفته شود؟ بنده به عنوان یک شهروند تهرانی و با اطمینان میگویم من و میلیونها همشهری دیگر من، راضی نیستیم که پولهای ما در شهرداری تهران در جهت دلسرد کردن مردم نسبت به دولت و مسئولان دلسوز کشور به کار گرفته شود. سؤال این است که جنابعالی برای اثبات بیگناهی خود در حادثه اخیر متروی تهران، با کدام مجوز شرعی و قانونی پولهای مردم را صرف تهیه و انتشار «رپورتاژ آگهیهای حماسی» کردهاید؟
سردار قالیباف
تجربه نشان میدهد که برخی از مدعیان اصولگرایی با شما همان خواهند کرد که پیش از این با منتخب مردم کردند. کسانی که دیروز شما را به بسیج امکانات شهرداری تهران برای تبلیغ نامزدهای مورد نظر خود در انتخابات مجلس نهم تشویق و ترغیب کردند، فردا شما را به راحتی از حلقه افراد مورد نظر خود برای ریاست جمهوری کنار خواهند گذاشت. برادرانه به شما توصیه میکنیم تا دیر نشده و وقت باقی است، به خود آیید، تقابل سیاسی و رسانهای با دولت مردمی و خدمتگزار را متوقف کنید و به جای ایستادن در برابر مردم، با آنها همراه و همصدا شوید.
حسن محسنی - مشاور و مدیرکل روابط عمومی معاونت اجرایی نهاد ریاست جمهوری

امین حسنی در گفت و گو با شبکه ایران با بیان این مطلب که در مجلس هشتم شاهد بحران آفرینی های زیادی بودیم، اظهار داشت: بسیاری از تنش های ایجاد شده از سوی مجلس علیه دولت بی دلیل و به صرف لجبازی با رئیس جمهور بود.
وی ادامه داد: اقدامات و عملکردهای مجلس در جهت هماهنگی و تعامل با دولت نبود و این درحالی است که مقام معظم رهبری بارها به تعامل مثبت قوا به ویژه قوه مقننه و مجریه تأکید داشتند.
مسوؤل بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت با اشاره ه به اینکه برخی نمایندگان به دلیل ضعف بصیرت سیاسی اقدامات و اظهاراتی را بر علیه دولت مطرح کردند، که شرایط را برای سوء استفاده رسانه های بیگانه فراهم کرده است، افزود: لاریجانی نیز به مدیرت صحیح و حفظ فضای آرامش جامعه ، سیاست های ماجراجویانه ای را دنبال کرد.
وی با اشاره به سخنان لاریجانی در خصوص قیمت بنزین 2هزار تومانی ودامن زدن به تنش ها، تصریح کرد: از رئیس مجلس پذیرفته نیست که به صرف شنیده ها مطالبی را در جامعه مطرح کند که منجر به اغتشاش و تنش در کشور شود.
حسنی با بیان این مطلب که عملکرد ضعیف مدیریت مجلس هشتم منجر به ثبت نقاط سیاه و تاریک در این دوره شده که باعث شرمساری است، خاطر نشان کرد: حقوق مادام العمر، وقف دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی پولی از جمله موارد ضعف و تاسف بر انگیز مجلس هشتم به شمار می آید.
وی با اشاره به اینکه لاریجانی مدام با اظهارات خود به تقابل مجلس با دولت و رئیس جمهور افزود، خاطر نشان کرد: تنش در برابر رئیس جمهور به حدی در مجلس پیش رفت که درجلسه حضور احمدی نژاد در صحن علنی و "دو دو" و بی ادبی برخی نمایندگان، مقام معظم رهبری به مجلس تذکر دادند.
مسؤول بسیج دانشجویی دانشگاه علم وصنعت گفت: لاریجانی و هیأت رئیسه با اقدامات خود جایگاه مجلس را زیر سؤال برده و تا حد زیادی تنزل دادند.
وی طرح نظارت مجلس بر امور نمایندگان را طرح بی خاصیت، ضعیف و سبک بر شمرد و گفت: با وجود تأکیدات مقام معظم رهبری این طرح بسیار دیر هنگام و دیر به تصویب رسید.
حسنی مدیریت لاریجانی را در دوران فتنه بسیار ضعیف عنوان کرد و گفت: لاریجانی مصداق کسی است که دیر در فتنه موضع گیری کرد و در ضمن نماینده های هم طیف لاریجانی بزرگترین ساکتان فتنه 88 به شمار می ایند.
مردم در حسرت اطلاع رسانی به موقع مسئولان؛
10 میلیون نفری که از یارانه نقدی محروم میشوند، چه کسانی هستند؟
سرویس اقتصادی جهان ـ جابر سعادتی صدر: سرانجام پس از کشوقوسهای متعدد، تکلیف یارانهها در بودجه امسال توسط مجلس شورای اسلامی مشخص شد.
مجلس شورای اسلامی رقم ۶۶ هزار میلیارد تومان را به عنوان درآمد حاصل از اجرای قانون هدفمندی یارانهها برای سال 91 به تصویب رساند.
طبق این تصمیم مجلس و بر اساس ماده ۷ قانون هدفمند كردن یارانهها که دولت را مجاب كرده كه حداكثر تا ۵۰ درصد خالص وجوه حاصل از این اجرای این قانون را در قالب پرداخت نقدی و غیرنقدی به سرپرستان خانوار پرداخت كند، دولت در سال جاری باید مبلغ ۴۸ هزار میلیارد تومان از منابع حاصل از اجرای قانون هدفمندی را به حساب سرپرستان خانوار واریز کند.
اما نکته مبهم و البته مبهم درخصوص این مصوبه و میزان یارانهای که به هر ایرانی تعلق خواهد گرفت، "مجموع افرادی" که امسال در شمول دریافت یارانه نقدی قرار خواهند گرفت؛ آیا در سال جاری مبلغ کل ۴۸ هزار میلیارد تومان یارانه نقدی که طبق مصوبه مجلس باید مستقیم بین سرپرستان خانوار توزیع شود، بین ۷۵ میلیون ایرانی توزیع خواهد شد و یا این رقم به ۶۵ میلیون ایرانی تعلق خواهد گرفت؟
در توضیح این مسئله باید گفت که كمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی برای سال جاری ۱۰ میلیون نفر از "اقشار مرفه" جامعه را از دریافت یارانه نقدی معاف! کرده است و به عبارت دیگر امسال صرفا ۶۵ میلیون نفر یارانه نقدی دریافت خواهند کرد.
گرچه هنوز مسئولان دولتی خبر حذف 10 میلیون ایرانی از فهرست یارانه بگیرها را رسما اعلام نکرده اند اما این خبر چند روز پیش هم از سوی خبرگزاری نزدیک به دولت(ایسنا) هم منتشر شد تا احتمال تحقق این تصمیم بیشتر شود.
با این اوصاف و در صورتی که قرار باشد امسال ۱۰ میلیون نفر ایرانی از لیست دریافت یارانه نقدی حذف شوند، این سوال مهم مطرح می شود که این ۱۰ میلیون نفر چه کسانی خواهند بود؟
آیا این ۱۰ میلیون ایرانی که قرار است امسال یارانه نقدی آنها قطع شود، همان کسانی هستند که در اواخر سال ۹۰ "پیامک سازمان هدفمندی یارانهها" مبنی بر مراجعه به سایت رفاهی برای اعلام انصراف از دریافت یارانه را دریافت کردهاند؟!
در صورت صحت این مسئله باید از دوستان محترم دولتی پرسید، مبنا و معیار آنها برای ارسال "پیامک اعلام انصراف از دریافت یارانه" به یک میلیون و ۵۰۰ هزار سرپرست خانوار بر چه اساسی بوده است و آیا تمام این افراد که قرار است در سال جاری از دریافت یارانه نقدی محروم شوند، به لحاظ مالی "متمول و مرفه" محسوب میشوند؟!
اما در خصوص این موضوع چند نکته قابل تامل است؛ نخست اینکه با اندکی دقت در لیست افرادی که پیامک اعلام انصراف از دریافت یارانه برای آنها ارسال شده میتوان دریافت که حداقل بخشی از افراد این لیست از قشر آسیبپذیر و کمدرآمد جامعه هستند و در عین حال هر یک از ما در اطراف و آشنایان خود، افراد متمول و مرفهی را سراغ داریم که این پیامک را دریافت نکردهاند. حتی مسئولان سازمان هدفمندی یارانه ها هم به وجود خطا در پیامک های ارسالی اذعان کردند.
بر این اساس میتوان گفت بانک اطلاعات یا مبنایی که دولت بر اساس آن این لیست یک میلیون و ۵۰۰ هزار سرپرست خانوار "مرفه" را گزینش کرده، چندان نمیتواند مورد اطمینان و مبنای چنین انتخابی باشد.
از سوی دیگر اگر قرار است امسال قطعا ۱۰ میلیون نفر از لیست دریافتکنندگان یارانه حذف شوند و اساس حذف این تعداد، همان پیامکهای ارسالی سازمان هدفمندی است پس به چه دلیل رئیس سازمان هدفمندی به کرات از طریق رسانهها اعلام کرد که "اعلام انصراف از دریافت یارانهها اجباری نیست و افرادی که پیامک را دریافت کردهاند و مایل به انصراف نیستند صرفا باید با مراجعه به سایت رفاهی عدم تمایل به انصراف خود را اعلام کنند."
همچنین اگر قرار است دریافتکنندگان پیامک سازمان هدفمندی از لیست دریافتکنندگان یارانه نقدی حذف شوند ـ جدای از تمایل و یا عدم تمایل آنها ـ دیگر چه نیازی بود که برای مراجعه با سایت رفاهی آن هم تا یک مهلت مقرر (۱۲ اردیبهشت) آن حجم گسترده تبلیغات و فضای روانی مخرب صورت گیرد؟!
با توجه به این واقعیت ها، اگر قرار است طبق مصوبه كمیسیون تلفیق مجلس در سال جاری ۱۰ میلیون نفر از اقشار "مرفه" از دریافت یارانه معاف شوند، ضروری است که راهکار، معیار و نحوه انتخاب این تعداد ایرانی نیز مشخص شود تا خداییناکرده، افراد کمبضاعت و آسیبپذیر جامعه به اشتباه در لیست افراد محروم از یارنه نقدی قرار نگیرند.
بر این اساس، نکته مهمی که باید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد، اصل امکان برآورد تمکن مالی افراد بر اساس بانک اطلاعاتی است که دولت در اختیار دارد؛ چرا که دولت صرفا قادر به برآورد اموال منقول و غیرمنقولی است که بهصورت رسمی در مراکز دولتی به ثبت میرسند و بر این اساس بسیاری از اموال، درآمدها و دارییهای افراد که به صورت رسمی در جایی به ثبت نمیرسند، قابل احراز نخواهد بود بنابر این صرفا تکیه به چنین بانک اطلاعاتی برای تفکیک افراد "مرفه" جامعه از "غیرمرفه" نمیتواند منطقی و صحیح باشد.
مردم در حسرت اطلاعات
البته آنچه پیش از همه این توصیه ها لازم به نظر می رسد، اطلاع رسانی صحیح، به موقع و شفاف مسئولان دولتی درباره قانون هدفمند کردن یارانه هاست. متاسفانه در نتیجه آگاهی رسانی ناقص و مبهم مسئولان از ابتدای اجرای این قانون، ده ها شایعه و خبر شوک انگیز درباره یارانه های نقدی و نرخ اقلام در جامعه رواج پیدا کرده و در نبود اطلاعات درست، فشارهای روانی و نگرانی های زیادی را به مردم تحمیل کرده است.
به همین دلیل مهمترین نیاز این روزها اطلاع رسانی سریع، شفاف و صریح مسئولان سازمان هدفمندی به مردم و ارائه واقعیت ها و جزئیات اجرای مرحله دوم قانون مذکور است.
بازگشت دو مهندس ایرانی ربوده شده در سوریه به کشور



































